تبليغاتX
? صدای سکوت
صدای سکوت
? آغاز

با تو آغاز ميکنم.......                                    چون سرآغازم تو بودی.....

  با تو زندگی را حس کردم و...

  و با تو عشق را زيارت کردم

تو به من عشق را آموختی ٬ تو به من گفتی عشق مقدسه

تو به من گفتی خدای عشق را ستايش کن

دستمو گرفتی تو دستت... گفتی : تا هر جا بخوای باهات ميام...

تو گفتی... ولی...؟

ولي چه زود کم آوردی ٬ چه ساده با چشمای نازت تو چشمام نگاه کردی و گفتی برو...!

نازنينم تو رفتی و من هنوزم برای برگشتنت خدای عشقو صدا ميزنم...!


?یلدا | در جمعه 1384/10/02 ساعت 6:8 | لینک ثابت  |