با تو آغاز ميکنم....... چون سرآغازم تو بودی.....
با تو زندگی را حس کردم و...
و با تو عشق را زيارت کردم
تو به من عشق را آموختی ٬ تو به من گفتی عشق مقدسه
تو به من گفتی خدای عشق را ستايش کن
دستمو گرفتی تو دستت... گفتی : تا هر جا بخوای باهات ميام...
تو گفتی... ولی...؟
ولي چه زود کم آوردی ٬ چه ساده با چشمای نازت تو چشمام نگاه کردی و گفتی برو...!
نازنينم تو رفتی و من هنوزم برای برگشتنت خدای عشقو صدا ميزنم...!
