سلام بچه ها
عیدتون مبارک
امیدوارم همگی سال خوبی داشته باشید ![]()
عید و امسال عیدی ندارم
گذاشتی رفتی عزیزم من بیقرارم
عید و امسال تنهای تنهام
به جای عیدی عزیزم من تو رو میخوام
یلدا ![]()
مى چكه رو زمين
قطره قطره دل من
آب ميشه رو كاغذهام
قرار ما يادت مياد
اولين بارون پاييز كه شد
با هم مى ريم تو خيابونا
ای كاش قفل سخت سكوت تو میشكست
يا در نگاه سرد تو خورشيد می نشست
من موج خسته بودم و تو ساحلم شدی
با يك نگاه ساكن شهر دلم شدی
اكنون ولی به ساحل باور رسيده ام
ديگر گذشت فصل و به آخر رسيده ام
آری كوير تشنه به باران نمی رسد
اين قصه تا ابد به پايان نمی رسد
دلم برای كسی تنگ است
كه چشمهای قشنگش را
به عمق آبی دريای واژگون می دوخت
و شعرهای خوشی چون پرنده ها می خواند
دلم برای كسی تنگ است
كه همچو كودك معصومی
دلش برای دلم می سوخت
و مهربانی رانثار من می كرد
دلم برای كسی تنگ است
تقدير که مثل من چنين تاريک است
صد جوخه به فرماندهيت آماده
این سينه در آرزوی يک شليک است...!
چیزی نباید گفت
حرکتی نبايد کرد
گاه پرنده زود می آيد
و گاه سالها به درازا می کشد
تا پرنده تصميم به آمدن گیرد
من غصه وغم وانتظاری هر شب
ما را تو به گريه می سپاری هر شب
احساس نمی کنم که دوری از ما
در کوچه ما حضور داری هرشب
در کوچه های تنهایی
فاصله ها را متر می کردم
از صفر تا بی نهايت...؟؟؟
كنار پنجره من يه قناری بنويس
برای بغض ترنه های مونده تو گلوم
برای بستر شعرام رود جاری بنويس
موضوع انشاء اين هفته ما يه جفت چشمه
نمره تو رو خودم ميدم تو هر چی داری بنويس
كد پستی بهت ميدم اما فراموش نكنی
غصه رو توی دلت نگه نداری... بنويس
نخواه تو كمای عشقت تا ابد من بمونم
راحتم كن و برام يه زخم كاری بنويس
نگاه منتظری گر ميگيره توی چشمات
حروف اسم من و با گريه زاری بنويس
اين غزل مال تو بود از دهن من دراومد
توی دفترچه شعرم يادگاری بنويس...!
سرسبزتر از بيشه
من موج را سرودی کردم
پر نبض تر از انسان
من عشق را سرودی کردم
پر طبل تر از مرگ
سرسبزتر ز جنگل
من مرگ را سرودی کردم
پر تپش تراز دل دريا
من موج را سرودی کردم
پر طبل تر از حيات
من مرگ را سرودی کردم
وقت رفتن است
باز هم همان حکايت هميشگی
پيش از آن که باخبر شوی
لحظه عزيمت تو ناگزير می شود
آه... ای دريغ و حسرت هميشگی
ناگهان چقدر زود دير می شود
آری ، تو آنكه دل طلبد آنی
اما...
افسوس ديری ست كان كبوتر خون آلود
جويای برج گمشده جادو
پروازكرده است
