تبليغاتX
? صدای سکوت
صدای سکوت
? افسوس...!

نام بی نشون تو در برگی از دفتر زندگی ام نقش بسته است

هنگامی که خواستم تنها نام تو را آتش بزنم

برگ برگ زندگی ام سوخت!

از دیروزها به دنبالت دویدم

و به امید دیدارت به امروز رسیدم

ولی افسوس...!

افسوس که تو به فرداها سفر کردی!


?یلدا | در جمعه 1385/03/12 ساعت 13:36 | لینک ثابت  |