این شعرم تقدیم به کسی که
تنهایی، غم و صدای سکوت رو برام به یادگار گذاشت:
من هميشه بهار را در چشمان تو می ديدم
من هميشه از دوريت رنج می بردم
من هميشه در کنارت دنيا را زيبا می ديدم
من هميشه محو تماشای نگاهت بودم
من هميشه مشتاق شنيدن صدايت بودم
من هميشه همه جا فقط ترا می ديدم
من هميشه در التهاب ديدارت می سوختم
من هميشه برايت بهترين ترانه ها را می سرودم
من ....
افسوس که تو هميشه با همه اينها بيگانه بودی!
عید تو هم مبارک آدم آهنی ![]()
