تبليغاتX
? صدای سکوت
صدای سکوت
? منوچهر آتشی

جاده یعنی...

جاده گفتی يعنی رفتن...
جاده يعنی تكرار همين واژه...
دريغ...!
دوست دانايم دانا باش
كه حقيقت بس غمناك تر است
جاده رفتن نيست
كه تو بتوانی با آسانی
چند كمند
سوی آفاقی چند
از پی صيد ابعاد زمان اندازی
كه به دام...؟ آری...
آهوهای می روم و خواهم رفت و...
كه به بند...؟ آری...
‌آهوهای چست زمان را...
جاده رفتن نيست!
جاده مصدر نيست!
جاده تكرار يك صيغه غربت بار است!
جاده يك صيغه كه
تكرارش
گردبادی است كه با خود خواهد برد
كه برد...
هر چه برگ و بر باغ دل تو
هر چه بال و پر پروانه پندار مرا
جاده رفتن نيست!
جاده نه طومار و نواری و نه جویباری...
جاده يعنی رفت!
رفت...! رفت...!
همين...!


?یلدا | در سه شنبه 1385/02/12 ساعت 4:24 | لینک ثابت  |