مدتهاست که نهايت سعی ام را کرده ام
که اين ديوارها را بشکنم
اما تو آنها را محکم ساخته ای
و من اينجا در انتظار ايستاده ام و می پرسم چرا...؟
چرا ذره ای توجه نمی کنی؟
غرورت را بشکن و ذره ای توجه کن.
اندکی احساس نشان بده
بگشای قلبت را و توی اقيانوس رها کن
تنها يک احساس می تواند نجاتمان دهد
می گويی آزرده ای؟ بسيار خب...
تو تنها نيستی!
اينچنين که در زندگي به مسابقه مشغولی
چه چيزی برای خود حفظ می کنی؟
مي توانی سنگ را هم تغيير دهی؟
تنها چيزی که لازم است
واژه ای صميمی است که شنيده شود
بيا و ذره ای توجه نشان بده
سعی کن اندکی بخشنده باشی
