تبليغاتX
? صدای سکوت
صدای سکوت
? شگرفی

ياد تو امشب چه غوغا می کند
در سکوتم شعله بر پا می کند


خلوتی بود و بهاری
سايه ای جويی کناری
لحظه ها لبريز از آلاله ها
در نهان مهری قراری
می شتابد اشک ها بر گونه های خاطراتم


يادگارت مملو از باران عشق
می تراود در نگاهم
در شقايق های آهم
پيچک سرخ پيامت
سخت بر ديوار دل پيچيده است!


باز امشب ياد تو
با تب مخمور نرگس های باغ
با تلنگرهای باران آمده
يک شگرفی... يک طلوع بی قراری
در خطوطی لاله گون
با تب و تاب آمده


يادم آمد آن سماع مردمک های نگاهت
در هجوم قطره ها
نازکی های خيالت
شوق ها آشفتگی ها در تن دلبستگی ها
آه...
تنهاتر از تنهايی منم
یاد تو در سکوتم شعله بر پا می کند!


?یلدا | در پنجشنبه 1385/09/30 ساعت 6:43 | لینک ثابت  |